تبليغاتX
قالب وبلاگ قالب وبلاگ
یادداشت های شخصی محمدرضا غلامی

یادداشت های شخصی محمدرضا غلامی
 
www.m-qolami.blogfa.com

محل درج آگهی و تبلیغات
 
مشاور شهردار تهران:
تابع تصمیمات جبهه متحد اصولگرایان هستیم/ لیست جداگانه‌ نمی‌دهیم

خبرگزاری فارس:مشاور شهردار تهران گفت:حامیان قالیباف، قائل به هیچ گونه سهم‌خواهی به عناوین مختلف از مجموعه اصولگرایی نیست و لیست جداگانه‌ای را برای انتخابات مجلس نهم نخواهد داد.

خبرگزاری فارس: تابع تصمیمات جبهه متحد اصولگرایان هستیم/ لیست جداگانه‌ نمی‌دهیم

رضا شیران خراسانی مشاور محمدباقر قالیباف شهردار تهران و عضو جبهه متحد اصولگرایان در گفت‌وگو با خبرنگاران گفت: براساس تصمیمات گرفته شده در جهت وحدت هرچه بیشترین اصولگرایان، حامیان قالیباف، قائل به هیچ گونه سهم‌خواهی به عناوین مختلف از مجموعه اصولگرایی نیستند و لیست جداگانه‌ای را برای انتخابات مجلس نهم نخواهند داد و با جدیت تمام از همان لیست جبهه متحد اصولگرایان حمایت نموده و کاملاً در چارچوب جبهه اصولگرایان حرکت خواهند نمود.

وی در ادامه با تأکید بر حضور حداکثری مردم در پای صندوق‌های رأی افزود: در تمام عرصه‌های انتخاباتی یکی از مهمترین اهداف دشمنان ،تشویش اذهان عمومی نسبت به انتخابات و عدم حضور مردم در پای صندوق‌های رأی بوده است اما مردم ما هر روز آگاه‌تر از گذشته حضور حداکثری را در انتخابات مجلس نهم خواهند داشت.

وی با اشاره به معیارهای انتخاب کاندیداها در مجموعه اصولگرایی تصریح کرد: با توجه به اینکه مجلس بنا بر فرمایش حضرت امام (ره) در رأس امور است، باید با یک نگاه ویژه و براساس معیارهای اسلامی و انقلابی نسبت به انتخاب کاندیداها اقدام نمود.

وی در آخر هرگونه سهم‌خواهی را در انتخابات خلاف حرکت اصولگرایی و اهداف اصولگرایانه دانست.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13901029000667


نوشته شده در تاريخ 90/11/04 توسط محمدرضا غلامی
ماه ربيع الاول سومين ماه از ماههاي قمري و از ماه هاي فرخنده براي شيعيان است. حادثه مهم و تاريخي ليله المبيت، هجرت حضرت محمد صلي الله عليه و آله از مكه به مدينه، ولادت خجسته آن حضرت و امام جعفر صادق عليه السلام، ازدواج خجسته شان با حضرت خديجه عليها السلام، آغاز امامت امام مهدي (عج)، عيدالزهرا و هلاكت يزيد بن معاويه از جمله حوادث فرخنده اين ماه است.

سوال:

 آیا این که بعضی از افراد در شب اول ربیع الاول، شبانه به مسجد می روند و آرزو و دعا می کنند، بدعت در دین نیست؟ آیا سند روایی دارد؟ آیا این حدیث که هر کس به من بشارت ماه ربیع را بدهد من او را به بهشت مژده خواهم داد، از پیغمبر اکرم (ص) است؟

پاسخ:

ماه ربیع الاول بهار ماه ها است. با حلول این ماه ، ماه پر از حزن و اندوه صفر که ماه مصیبت های بزرگ اهل بیت رسول خدا (ص) بود به پایان رسیده است. اوج مصيبت ماه صفر در دهه سوم آن است. با اربعين شروع مي شود و به ايام رحلت حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (ص) و شهادت سبط اكبرش، حضرت امام حسن مجتبي (ع) و غروب خورشيد طوس، حضرت علي بن موسي الرضا (ع) ختم مي شود. و از طرف دیگر در اين ماه ميلاد رسول خدا (ص) که رحمة للعالمین است، واقع شده است و مي‌توان ادعا كرد از اول آفرينش زمين رحمتي مانند آن بر زمين فرود نيامده است؛ زيرا برتري اين رحمت بر ساير رحمت هاي الهي مانند برتري رسول خدا بر ساير مخلوقات است[1].
اول ربیع الاول به نقل منابع تاریخی روز هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه است[2] هم از این جهت و هم از جهت این که مولودهای با برکتی در آن واقع شده است بسیار مبارک و میمون است.
سید بن طاووس در کتاب الاقبال در فضیلت این ماه جملاتی آورده است و از اتفاقات مبارک این ماه، هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه و سلامت ایشان از نیرنگ دشمنان برای قتل ایشان در شب لیلة المبیت را بر شمرده است و نماز شکر را به نشانه شکر گذاری از خدا در این روز مناسب می داند و از قول شیخ مفید نقل کرده است که روزۀ این روز به دلیل موفقیت پیامبر(ص) و نجات ایشان از دست دشمنان مستحب است و در نهایت دعایی برای این روز نقل کرده اند.[3]
مرحوم جواد آقا ملکی تبریزی در کتاب المراقبات نوشته است: "اين ماه همانگونه كه از اسم آن پيداست بهار ماه‏ها است، بجهت اين كه آثار رحمت خداوند در آن هويداست. در اين ماه ذخاير بركات خداوند و نورهاى زيبای او بر زمين فرود آمده است؛ زيرا ميلاد رسول خدا (ص) و سلّم در اين ماه است و مى‏توان ادعا كرد از اول آفرينش زمين رحمتى مانند آن بر زمين فرود نيامده است ... بر مسلمان مراقب واجب است با تمام تلاش خود در شكرگزارى اين نعمت بزرگ كوشش و سعى كند..."[4].
شیخ عباس قمی نیز در مفاتیح در اعمال ماه ربیع الاول آورده است: "روز اول علما گفته‏اند مستحب است كه براى تشكر نعمت سلامتى رسول خدا (ص) و أمير المؤمنين (ع) روزه بدارند و زيارت آن دو بزرگوار در اين روز مناسب است".‏[5]
در کتب ادعیه و روایات چیز دیگری در اعمال شب و روز اول ماه ربیع الاول، غیر از آنچه که بیان گردید، یافت نشد، اما عدم وجود روایت در بارۀ اعمال خیر و مستحبات در منابع دینی، دلیل بر بدعت بودن انجام آنها نیست؛ زیرا انجام همۀ کارهای خیر از جمله حضور در مسجد، عبادت، دعا و مناجات با خدا در هر زمان مستحب و پسندیده است و انجام آنها با قصد قربت و به امید ثواب هیچ اشکالی ندارد، اما در صورتی که به دروغ عمل خاصی (هر چند پسندیده را) به دین نسبت دهند بدعت و حرام خواهد بود؛ زیرا بدعت در دین و شرع به معنای " نسبت دادن چيزي به دين در حالي که در واقع جزء دين و شريعت نيست".
اما در مورد مژده بهشت دادن پیامبر به کسی که بشارت ماه ربیع را بدهد، ما در منابع شیعی حدیثی در این باره پیدا نکردیم.
بله صاحب تفسیر روح البیان حدیثی نقل می کند که: "کسی که مرا به اتمام ماه صفر بشارت دهد او را به بهشت بشارت می دهم"[6] و شاید این حدیث همان معنای مورد نظر را می رساند.
پی نوشتها:
[1]. ملكي تبريزي(ره)، ميرزا جواد آقا ، المراقبات.
[2].مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 55، ص367، مؤسسة الوفاء، بیروت، سال 1404ه ق.
[3]. علی بن موسی بن طاووس، الاقبال بالاعمال، ج 3، ص 105، (المکتبة الإعلانات الإسلامیة)دفتر تبلیغات اسلامی، 1377 ه ش.
[4].ملکی تبریزی، جواد، محدث بندر ریگی، ابراهیم، ترجمه المراقبات ص 65، انتشارات اخلاق، سال 1376ه ش.
[5].قمی ، عباس، مفاتیح الجنان ص 295، اسوه.
[6] "من بشرنى بخروج الصفر بشرته بالجنة"، حقى بروسوى، اسماعيل، تفسير روح البيان، ج ‏4، ص 325، دار الفكر، بيروت.
http://farsi.islamquest.net

نوشته شده در تاريخ 90/11/04 توسط محمدرضا غلامی
نوشته شده در تاريخ 90/09/29 توسط محمدرضا غلامی
(روز جمعه سال 36 هجرى پس از پايان جنگ جمل در مسجد جامع شهر در نكوهش مردم بصره فرمود)
عوامل سقوط جامعه (روانشناسى اجتماعى مردم بصره)

شما سپاه يك زن،  و پيروان حيوان «شتر عايشه» بوديد، تا شتر صدا مى‏كرد مى ‏جنگيديد، و تا دست و پاى آن قطع گرديد فرار كرديد .
اخلاق شما پست، و پيمان شما از هم گسسته، دين شما دو رويى، و آب آشاميدنى شما شور و ناگوار است. كسى كه ميان شما زندگى كند به كيفر گناهش گرفتار مى‏شود، و آن كس كه از شما دورى گزيند مشمول آمرزش پروردگار مى‏ گردد. گويا مسجد شما را مى ‏بينم كه چون سينه كشتى غرق شده است، كه عذاب خدا از بالا و پايين او را احاطه مى ‏كند، و سرنشينان آن، همه غرق مى‏ شوند. و در روايتى است: سوگند به خدا، سرزمين شما را آب غرق مى‏ كند، گويا مسجد شما را مى‏ نگرم كه چون سينه كشتى يا چونان شتر مرغى كه بر سينه خوابيده باشد بر روى آب مانده است.  و در روايت ديگر: مانند سينه مرغ روى آب دريا. و در روايت ديگرى آمده: خاك شهر شما بد بوترين خاكهاست، از همه جا به آب نزديك‏تر  و از آسمان دورتر، و نه دهم شرّ و فساد در شهر شما نهفته است، كسى كه در شهر شما باشد گرفتار گناه، و آن كه بيرون رود در پناه عفو خداست. گويى شهر شما را مى‏نگرم كه غرق شده، و آب آن را فرا گرفته. چيزى از آن ديده نمى‏شود، مگر جاهاى بلند مسجد، مانند سينه مرغ بر روى امواج آب دريا.
نوشته شده در تاريخ 90/09/19 توسط محمدرضا غلامی

شهادت مظلومانه سيدالشهداء (ع) و يارانش در كربلا، تأثير بيدارگر و حركت آفرين داشت و خوني تازه در رگ هاي جامعه اسلامي دواند، جو نامطلوب را شكست و امتداد آن حماسه، در طول تاريخ، جاودانه ماند. حتي در همان سفر اسارت اهل بيت
عليهم السلام  نيز تأثيرات سياسي اين حادثه در
انديشه‏ هاي مردم آشكار شد. گروهي از اسرا را كه به شام مي ‏بردند، چون به «تكريت» رسيدند، مسيحيان آنجا در كليساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته شدن حسين عليه السلام، ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند. به شهر «ينا» نيز که رسيدند، مردم آنجا همگي گرد آمدند و بر حسين (ع) و دودمانش سلام و درود فرستادند، امويان را لعن كردند و سربازان را از آنجا بيرون كردند. چون خبر يافتند كه مردم «جهينه» هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند. به قلعه «كفر طاب» رفتند، به آنجا نيز راهشان ندادند. به «حمص» كه وارد شدند، مردم تظاهرات كردند و شعار دادند: «اكفرا بعد ايمان و ضلالا بعد هدي؟» و با آنان درگير شدند و تعدادي را كشتند. برخي از تأثيرات حماسه عاشورا از اين قرار است:
1ـ قطع نفوذ ديني بني اميه بر افكار مردم.
2ـ احساس گناه و شرمساري در جامعه، به خاطر ياري نكردن حق و كوتاهي در اداي تكليف‏.
3ـ فرو ريختن ترس و رعب ها از اقدام و قيام بر ضد ستم‏.
4ـ رسوايي يزيديان و حزب حاكم اموي.
5 ـ بيداري روح مبارزه در مردم‏.
6ـ تقويت و رشد انگيزه‏ هاي مبارزاتي انقلابيون‏.
7ـ پديد آمدن مكتب جديد اخلاقي و انساني (ارزش هاي نوين عاشورايي و حسيني).
8ـ پديد آمدن انقلاب هاي متعدد با الهام از حماسه كربلا.
9ـ الهام بخشي عاشورا به همه نهضت هاي رهايي بخش و
حركت هاي انقلابي تاريخ‏.
10ـ تبديل شدن «كربلا» به دانشگاه عشق، ايمان، جهاد و شهادت براي نسل هاي انقلابي شيعه‏.
11ـ به وجود آمدن پايگاهي نيرومند، عميق و گسترده تبليغي و سازندگي در طول تاريخ، بر محور شخصيت و شهادت سيدالشهداء عليه السلام.
از نهضت هاي شيعي پس از عاشورا، مي ‏توان «انقلاب توابين»، «انقلاب مدينه»، « قيام مختار»، « قيام زيد» و حركت هاي ديگر را نام برد. تأثير حماسه عاشورا را در انقلاب هاي بزرگي كه در طول تاريخ بر ضد ستم انجام گرفته، چه در ايران و چه در كشورهاي ديگر، نبايد از ياد برد. «فرهنگ شهادت» و انگيزه جهاد و جانبازي كه در انقلاب اسلامي ايران و هشت سال دفاع مقدس در جبهه‏ ها جلوه‏ گر بود، گوشه‏ اي از اين تأثيرپذيري است. يكي از نويسندگان محقق، نتايج نهضت كربلا را عبارت مي‏داند از:
1ـ پيروزي مکتب اسلام و حفظ آن از نابودي‏.
2ـ هزيمت امويان از عرصه فكري مسلمين‏.
3ـ شناخت اهل بيت (ع) به عنوان نمونه‏ هاي پيشوايي امت‏.
4ـ تمركز شيعه از بُعد اعتقادي بر محور امامت‏.
5ـ وحدت صفوف شيعه در جبهه مبارزه‏.
6ـ ايجاد حس اجتماعي در مردم‏.
7ـ شكوفايي موهبت هاي ادبي و پديد آمدن ادبيات عاشورايي.
8 ـ منابر وعظ و ارشاد، به عنوان وسيله آگاه کردن مردم‏.
9ـ تداوم انقلاب به صورت زمينه سازي نهضت هاي پس از عاشورا.
حادثه كربلا، گشاينده جبهه اعتراض عليه حكومت امويان و سپس عباسيان شد، چه به صورت فردي كه روح هاي بزرگ را به عصيان و افشاگري واداشت و چه به شكل مبارزه‏ هاي گروهي و قيام هاي عمومي در شهري خاص يا منطقه‏ اي وسيع.
خون او تفسير اين اسرار كرد
ملت خوابيده را بيدار كرد
منابع:
1- کليات اقبال لاهوري، ص 75
2- کتاب فرهنگ عاشورا، جواد محدثي
http://resalat-news.com/Fa/?code=85399


نوشته شده در تاريخ 90/09/18 توسط محمدرضا غلامی
(پس از بيعت مردم مدينه با امام عليه السّلام اين اوّلين سخنرانى آن حضرت در سال 35 هجرى است)
فهرست مطالب
1- اعلام سياست‏هاى حكومتى
2- فضائل اخلاقى امام عليه السّلام
3- سرگردانى مردم، و ضرورت تقوا

1- اعلام سياست‏هاى حكومتى
آن چه مى‏ گويم به عهده مى ‏گيرم، و خود به آن پاى بندم  كسى كه عبرت‏ها براى او آشكار شود، و از عذاب آن پند گيرد، تقوا و خويشتن دارى او را از سقوط در شبهات نگه مى ‏دارد. آگاه باشيد، تيره روزى‏ ها و آزمايش‏ ها، همانند زمان بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بار ديگر به شما روى آورد. سوگند به خدايى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به حق مبعوث كرد، سخت آزمايش مى‏ شويد، چون دانه‏اى كه در غربال ريزند، يا غذايى كه در ديگ گذارند به هم خواهيد ريخت، زير و رو خواهيد شد، تا آن كه پايين به بالا، و بالا به پايين رود، آنان كه سابقه‏اى در اسلام داشتند، و تاكنون منزوى بودند، بر سر كار مى ‏آيند، و آنها كه به ناحق، پيشى گرفتند، عقب زده خواهند شد.
2- فضائل اخلاقى امام عليه السّلام
به خدا سوگند، كلمه‏اى از حق را نپوشاندم، هيچ گاه دروغى نگفته‏ ام، از روز نخست، به اين مقام خلافت و چنين روزى خبر داده شدم. آگاه باشيد همانا گناهان چون مركب‏ هاى بد رفتارند كه سواران خود (گناهكاران) را عنان رها شده در آتش دوزخ مى‏ اندازند. اما تقوا، چونان مركب‏هاى فرمانبردارى هستند كه سواران خود را، عنان بر دست، وارد بهشت جاويدان مى‏ كنند. حقّ و باطل هميشه در پيكارند، و براى هر كدام طرفدارانى است، اگر باطل پيروز شود، جاى شگفتى نيست، از دير باز چنين بوده، و اگر طرفداران حق اندكند، چه بسا روزى فراوان گردند و پيروز شوند، امّا كمتر اتّفاق مى‏ افتد كه چيز رفته باز گردد.
مى ‏گويم: «كلمات امام عليه السّلام پيرامون حق و باطل، از سخنان نيكويى است كه كلام كسى از سخن سرايان به آن نخواهد رسيد، و بيش از آن چه كه ما در شگفت شويم، شگفتى، برابر آن فرو مانده است، در اين كلمات امام عليه السّلام ريزه كاريهايى از فصاحت است كه نه زبان قدرت شرح آن را دارد، و نه انسانى مى ‏تواند از درّه‏هاى عميق آن بگذرد، اين اعتراف مرا كسانى كه در فصاحت پيشگامند و با سابقه، درك مى ‏كنند.»
3- سرگردانى مردم، و ضرورت تقوا
آن كس كه بهشت و دوزخ را پيش روى خود دارد، در تلاش است. برخى از مردم به سرعت به سوى حق پيش مى ‏روند، كه اهل نجاتند، و بعضى به كندى مى‏روند و اميدوارند، و ديگرى كوتاهى مى ‏كند و در آتش جهنّم گرفتار است. چپ و راست گمراهى، و راه ميانه، جادّه مستقيم الهى است كه قرآن و آثار نبوّت، آن را سفارش مى‏كند، و گذرگاه سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و سرانجام، بازگشت همه بدان سو مى ‏باشد .
ادّعا كننده باطل نابود شد، و دروغگو زيان كرد، هر كس با حق در افتاد هلاك گرديد. نادانى انسان همين بس كه قدر خويش نشناسد. آن چه بر أساس تقوا پايه ‏گذارى شود، نابود نگردد. كشتزارى كه با تقوا آبيارى شود، تشنگى ندارد. مردم به خانه‏هاى خود روى آوريد، مسائل ميان خود را اصلاح كنيد، توبه و بازگشت پس از زشتى‏ ها ميسّر است. جز پروردگار خود، ديگرى را ستايش نكنيد و جز خويشتن خويش ديگرى را سرزنش ننماييد.
نوشته شده در تاريخ 90/09/13 توسط محمدرضا غلامی

زينب (س)، الگوي فضايل:

بهترين جلوه‎گاه براي شناخت شخصيت وجودي زينب (سلام الله عليها) همان سفر تاريخي کربلا و مطالعه واقعه عاشورا و به دنبال آن خواندن داستان اسارت آن بزرگوار و همراهان او و چگونگي برخورد با ستمگران زمان است که تاريخ، جزئيات آن را براي ما نقل کرده است ولي در بسياري از موارد زندگي اين بزرگوار کوتاهي کرده و در بيشترين دوران عمر پر ثمر آن بانوي بزرگ اسلام در سکوت مانده است. به گوشه‎ هايي از فضايل ايشان توجه کنيد؛

ايمان راسخ حضرت زينب (س):

اولين و مهم ترين خصلت آن بانو، محبت و عشق وافري است که به ذات احديت دارد تا بتواند همه کس و همه چيز را در محضر او ذوب کند و حتي خويشتن خويش را هم نبيند. در مقابل ايمان و اعتقاد به خداوند همين بس که همه مصائب را براي او در راه رضاي حق تحمل مي‌کند و همه اينها را چون از سوي معبود است، زيبا مي‌بيند. وقتي در کوفه ابن زياد از او سئوال مي‌کند: «کار خدا را با برادرت چگونه ديدي؟» در جواب مي‌فرمايد: «چيزي جز زيبايي نديدم.» زيرا که اين حرکت در راستاي حق و حقيقت و جاودانگي بود. شهادت يک انسان کامل در نظر اولياي خدا جميل است نه براي اينکه جنگ کرده و کشته شده است. بلکه جنگ و قيام براي خدا بوده است. آن‌گاه که حضرت زينب کبري (سلام الله عليها) بدن پاره پاره برادر را در گودال قتلگاه مشاهده مي‌کند با تضرع در پيشگاه خدا مي‌گويد: «اللهم تقبل منا هذا القربان.» اين اوج معرفت و ايمان است و عظمت روح را مي‌رساند که چون در راه خداست، تحمل آن آسان است.

عبادت زينب (س):

عبادت، غرض اصلي آفرينش است و امام معصوم سمبل و تجلي اين غرض؛ و هرچه يک انسان عابدتر باشد با حرکت آفرينش هماهنگ ‌تر و با معصوم مأنوس ‌تر مي‌شود. شايد علت انس حضرت زينب (سلام الله‌عليها) با برادرش امام حسين (عليه السلام) جلوه‌اي از اين عبادت باشد. حضرت امام حسين عليه السلام در هنگام وداع به زينب کبري فرمود: «خواهرم در نماز شبت مرا به ياد داشته باش.» و نيز از امام سجاد عليه السلام نقل شده است: «عمه‌ام زينب در مسير اسارت از کوفه به شام، هم فرايض و هم نوافل خود را به جاي مي‌آورد و غفلت نداشت. فقط در يکي از منازل به خاطر شدت ضعف و گرسنگي، نشسته نماز خواند که بعد معلوم شد سه روز است غذا ميل نکرده، زيرا به هر اسير شبانه روز يک گرده نان مي‌دادند و عمه‌ام سهميه خود را بيشتر اوقات به بچه‌ها مي‌داد.» نوشته‌اند هيچ ‎گاه تهجد و نماز شب اين بانوي بزرگ ترک نشد. در فرهنگ قرآني، نافله چيزي است که زياده بر واجب است و از روي تفضل و تبرع انجام مي‌گيرد.

* دانش حضرت زينب (س):

حضرت زينب کبري (سلام الله عليها) بانوي علم و فضل است. او علم خود را از جد بزرگوار، پدر ارجمند، مادر گرامي و برادران عزيزش دارد، کساني که متصل به وحي‎اند. نوشته‌اند حضرت زينب (سلام الله عليها) درس تفسير براي بانوان داشت. آري، دختر اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) به راستي داراي علم وافر خدادادي بود. ابن عباس از وي با اين عبارت نقل مي‌کند و مي‎گويد: «بانوي خردمند ما زينب (سلام الله عليها) و همين بس که در بني‎هاشم به «عقيله» يعني بانوي خردمند معروف بود و آن هنگام که حضرت زينب (سلام الله‌عليها) در اسارت وارد کوفه شد، بانواني را که براي تماشا آمده‎اند، مي‌شناسد. در و ديوار آن او را به ياد ايامي انداخت که بانوان همين شهر، صف اندر صف منتظر لقايش مي‌نشستند تا در درس تفسيرش شرکت کنند و اکنون شهر به شهر مي‌گردد.

از سخنان حضرت زينب (سلام الله عليها) در طول مسافرت کربلا، کوفه و شام و خطبه‌ها و سخنراني‎هايي که در فرصت‌هاي مختلف در برابر ستمکاران و طاغوتيان آن زمان و مردم ديگر ايراد فرمود، به خوبي معلوم مي‌شود که مراتب علم و دانش و کمال آن بانوي بزرگوار از راه تحصيل و تعليم اکتسابي نبوده و بهره‌اي الهي و جنبه خارق‎العاده داشته است. شاهد اين مطلب، کلام امام سجاد (عليه السلام) است که پس از خطبه کوفه بر او فرمود: عمه جان! آرام باش و سکوت اختيار کن که تو بحمدالله دانشمندي معلم نديده و فهميده‌اي هستي که کسي تو را فهم نياموخته است.

فداکاري و ايثار عقيله بني ‎هاشم:

زينب کبري (س) وقتي احساس کرد مسئوليت بزرگ جهاد در راه خدا و پيکار و مبارزه با بي دينان به دوشش آمده است و در اين راه بايد از مال و منال و شوهر و زندگي و فرزند بگذرد، حتي اگر لازم شود از دادن جان نيز دريغ نکند، با کمال شهامت و فداکاري از خانه و کاشانه و شوهر و زندگي دست مي‌کشد. گويند به هنگام ازدواج حضرت زينب (سلام الله عليها) با عبدالله بن جعفر، با توجه به علاقه وافري که ميان او و برادرش حسين (عليه السلام) بود، شرط کرد که هرگاه برادرش خواست سفري برود، زينب بتواند به همراه برادر مسافرت کند و عبدالله شرط را پذيرفت.

قربانگاه فرزندان:

بانوي فداکار کربلا فرزندان خود را براي قرباني به قربانگاه نينوا مي‌آورد و در همه جا ياري مهربان و دلسوز براي رهبر عالي قدر اين قيام و نهضت مقدس يعني اباعبدالله الحسين (عليه السلام) بود و چون عصر عاشورا شد و آن حجت الهي به شهادت رسيد، سهم عمده و بار تازه‌اي به دوش اين بانوي فداکار نهاده شد که چون کوهي پولادين در برابر دشمنان منحرف ايستاد. در بعضي مقاتل نوشته‎اند: «در روز عاشورا هنگامي که فرزندان حضرت زينب (سلام الله‌عليها)
به شهادت رسيدند، ايشان از خيمه بيرون نيامد و بر بالينشان حاضر نشد. وقتي علت را سئوال کردند، پاسخ داد: «مبادا برادرم خجالت بکشد.»

در مقابل ايمان و اعتقاد به خداوند همين بس که همه مصائب را براي او در راه رضاي حق تحمل مي‌کند و همه اينها را چون از سوي معبود است، زيبا مي‌بيند. وقتي در کوفه ابن زياد از او سئوال مي‌کند: «کار خدا را با برادرت چگونه ديدي؟» در جواب مي‌فرمايد: «چيزي جز زيبايي نديدم.» زيرا که اين حرکت در راستاي حق و حقيقت و جاودانگي بود. تجلي و نقش بسيار مهم حضرت زينب (سلام الله عليها) به گونه‌اي است که اکنون پس از قرن‌ها باز هم چنان جلوه دارد. مي‎دانيم که از اين «اسوه» مردانمان، درس مردانگي و حق‎مداري و زنانمان، درس حيا و عفت و پاسداري از حريم زندگي را مي‌آموزند.

منابع و مآخذ:

1- امانتداران عاشورا در بيانات مقام معظم رهبري، موسسه فرهنگي قدر ولايت، چاپ ششم، تهران، 1381

2- مجتبي شاکري، بازخواني حماسه حسيني يا سيري در تاريخ کربلا، انتشارات زهد، چاپ اول، تهران، 1380

3- مرتضي مطهري، تعليم و تربيت در اسلام، انتشارات صدرا، چاپ ششم، تهران، 1381

4- جايگاه زن در انديشه امام خميني (ره)، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)، چاپ هشتم، تهران، 1378

5- آيت‌ الله محمدعلي عالمي، حسين نفس مطمئنه ( آنچه در کربلا گذشت)، انتشارات هاد، چاپ چهارم، تهران، 1378

6- مرتضي مطهري، حماسه حسيني، ج 1، انتشارات صدرا، چاپ ششم، تهران، 1381

http://www.resalat-news.com/Fa/?code=85256

http://www.aftabir.com/articles/view/religion/religion/c7_1323034313p1.php/

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900913000969


«رجعت» را که عبارت است از «بازگشت گروهي از مؤمنان خالص» و «طاغيان و کفار بسيار شرور» بعد از ظهور حضرت مهدي(ع) و «در آستانه رستاخيز»(1) بايد از جمله اموري دانست که اعتقاد به آن خاص پيروان مکتب تشيع است و از جانب امامان بزرگوار شيعه(ع)، تأکيدات فراواني بر اعتقاد بدان وارد گرديده است؛ تا بدانجا که در حديثي از امام جعفر صادق(ع)، عدم ايمان به آن، همسنگ و هم وزن انکار ايشان قرار داده شده و کساني را که بدين موضوع اعتقاد ندارند، خارج از دايره امامت و ولايت معرفي فرموده‏اند:

از ما نيست کسي که ايمان به رجعت نداشته باشد...(2)

بايد دانست؛ امر رجعت اگر چه در ابتدا براي ما آدميان ـ که محصور در حصار ماديات هستيم ـ شگفت‏آور و عجيب به نظر مي‏رسد و به همين دليل گاهي در اين امر شک و ترديد مي‏کنيم و حتي زماني هم پا را فراتر نهاده و به انکار آن مي‏پردازيم! ولي اگر عقل معادانديش را که با حجاب هاي هوي و هوس پوشيده نشده باشد به کار گيريم و در اين امر کمي انديشه کنيم؛ خواهيم ديد که بنا به چندين و چند دليل عقلاني، وقوع ‏رجعت، جاي هيچ‏ گونه استبعاد و شگفتي ندارد و نيز اگر در آيات قرآن کريم، غور و بررسي کنيم؛ بدين نکته پي مي‏بريم که در اين کتاب آسماني، ده ها آيه وجود دارد که هر يک به نوعي اثبات کننده موضوع رجعت مي‏باشند و نه تنها آيات قرآن کريم که احاديث و روايات بسياري را در کتب معتبر حديثي مي‏توان مشاهده کرد که بر وقوع رجعت تأکيد دارند.

و اما همان طور که از تعريف رجعت که در صدر اين نوشتار ذکر شد، برمي‏آيد، رجعت يعني اعتقاد به بازگشت «مؤمنان خالص» و «کفار و ظالمان خالص»، آنان ‏که در طول حيات دنيوي خود جزء رهبران و سردمداران ايمان و کفر محسوب مي‏شده‏اند و بدين ترتيب درمي‏يابيم که امر رجعت تنها شامل عده‏اي از انسان ها مي‏شود و نه همه آنها. همان طور که در حديثي از امام جعفر صادق(ع) مي‏خوانيم که فرمود:

رجعت عمومي نيست بلکه جنبه خصوصي دارد؛ تنها گروهي بازگشت مي‏کنند که ايمان خالص يا شرک خالص دارند.(3)

و مطابق اين حديث شريف از جمله کساني که در هنگامه رجعت به اين عالم برمي‏گردند کساني هستند که در ايمان، خالص و ناب بوده‏اند و به تعبير رساتر، امام مؤمنان و مولاي صالحان و مقتداي پرهيزکاران گرديده‏اند، که يکي از آنها سالار شهيدان و سرور آزادگان حضرت ابا عبدالله ‏الحسين(ع) است، که در برخي از آيات قرآن کريم و نيز تعداد کثيري از روايات و احاديث به رجعت آن حضرت اشاره يا تصريح گرديده است و آن را امري حتمي‏ الوقوع دانسته‏اند، که ذيلاً به دو نمونه از آيات قرآن کريم و تعدادي از روايات اسلامي که در خصوص رجعت آن حضرت وارد شده است اشاره مي‏نماييم:

1- رجعت امام حسين(ع) در قرآن کريم:

همان طور که قبلاً گفتيم در قرآن کريم در باره مسئله رجعت و نيز رجعت حسين بن علي(ع)، آيات فراواني وجود دارد تا بدانجا که گفته‏اند: «در قرآن 18 آيه صريح در باب رجعت هست.»(4) و از جمله اين آيات، آيات ششم و هفتم از سوره مبارکه نازعات مي‏باشد: يوم ترجف الراجفه تتبعها الرادفه. در آن روز که زلزله‏هاي وحشتناک همه چيز را به لرزه درمي‏آورند و به دنبال آن حادثه دومين رخ مي‏دهد. اين دو آيه شريفه اشاراتي دارند به حوادثي که قبل از وقوع قيامت و رستاخيز روي مي‏دهند که از جمله آنها زلزله‏اي وحشتناک است که همه چيز را درهم ريخته و نظام جهان را دگرگون مي‏سازد. حضرت امام جعفر صادق(ع) در تأويل اين آيه شريفه فرموده‏اند: لرزاننده، حسين بن علي(ع) و حادثه دومين، علي بن ابي‏طالب(ع) است. نخستين فردي که (در رجعت) قبر او شکافته شده (و از آن بيرون مي‏آيد) و خاک را از سر مي‏زدايد، حسين بن علي(ع) است.(5)

و نيز در اين زمينه بايد به آيه ششم از سوره مبارکه اسراء اشاره کرد که خداوند متعال در اين آيه مي‏فرمايد:

ثمّ رددنالکم الکرّه عليهم و أمددناکم بأموال و بنين و جعلناکم اکثر نفيرا. آن گاه شما را روبه‏روي آنها قرار داده و بر آنها غلبه دهيم و به مال و فرزندان نيرومند، مدد بخشيم و عده جنگجويان شما را بسيار گردانيم. اين آيه شريفه نيز طبق روايتي که از امام جعفر صادق(ع) وارد گرديده، به موضوع رجعت امام حسين(ع) اشاره دارد؛ چرا که آن حضرت فرمود: اول کسي که به دنيا برمي‏گردد؛ حضرت امام حسين(ع) و اصحاب او و يزيد و اصحاب او خواهند بود. پس همه ايشان را بکشد مثل آنکه ايشان کشته‏اند چنانچه حق تعالي فرموده است: «ثم رددنا لکم...»(6) و باز در روايت ديگري
امام صادق(ع) در تأويل همين آيه مي فرمايد: «... ثم رددنا لکم الکره عليهم» اشاره است به خروج امام حسين(ع)، با هفتاد نفر از اصحابش... و به مردم گويند که اين حسين است که بيرون آمده است تا مؤمنان شک در او نکنند و بدانند که دجال و شيطان نيست و حضرت قائم در آن وقت در ميان ايشان باشد...(7)

با توجه به دو آيه ياد شده، اين نکته به دست مي‏آيد که امر رجعت و نيز رجعت امام حسين(ع)، از نظر اين کتاب آسماني امري شدني خواهد بود و به همين دليل جاي شگفتي در آن وجود ندارد.

2- رجعت امام حسين(ع) در روايات:

در باره امر رجعت و حوادث پيرامون آن، روايات و احاديث فراواني در کتب روايي و حديثي مضبوط است. تا جايي که شيخ حر عاملي در کتاب الايقاظ من ‏الهجعه بالبرهان علي الرجعه، 600 حديث در اين زمينه روايت کرده است.(8) ولي از آنجا که بحث ما پيرامون رجعت امام سوم(ع) است، فقط به برخي از رواياتي که در آنها به رجعت آن حضرت تصريح گرديده مي‏پردازيم؛

روايت اول: قطب راوندي و ديگران از جابر از امام محمد باقر(ع)، روايت کرده است که حضرت امام حسين(ع) در صحراي کربلا، پيش از شهادت فرمودند: ...اول کسي که زمين شکافته مي‏شود و از زمين بيرون مي‏آيد من خواهم بود و بيرون آمدن من موافق مي‏افتد با بيرون آمدن اميرالمؤمنين و قيام قائم ما...(9)

اين روايت که علامه مجلسي آن را در حق‏اليقين آورده است بر اين نکته تصريح مي‏فرمايد که اولين رجعت کننده در هنگامه رجعت، امام حسين(ع) است و در اين مورد، احاديث فراواني نقل گرديده که نمونه‏اي از آن را قبلاً و در شرح آيات سوره مبارکه نازعات نيز ذکر کرديم.

روايت دوم: ...عياشي از حضرت امام جعفر صادق(ع) روايت کرده است که: اول کسي که به دنيا برمي‏گردد حضرت امام حسين(ع) است و اصحاب او و يزيد و اصحاب او، پس همه ايشان را بکشد مثل آنکه ايشان را کشته‏اند.(10) در اين روايت علاوه بر آنچه قبلاً بدان اشاره نموديم يعني اولويت امام حسين(ع) در رجعت، به رجعت اصحاب آن حضرت و نيز مخالفان و دشمنان ايشان هم اشاره گرديده و همان طور که ملاحظه مي‏شود تصريح گرديده که در واقعه رجعت، گويي صحنه حماسه آفرين عاشورا بار ديگر تکرار گرديده و مجدداً مقاتله‏اي بين آن حضرت و سپاه يزيد درمي‏گيرد که سرانجام و عاقبت آن، پيروزي و غلبه سپاه امام(ع) بر سپاه کفر است و در واقع انتقام فجايع حادثه عاشورا از يزيديان گرفته مي‏شود و البته اين انتقام ‏گيري از ظالمان و ستمگران، تنها منحصر به واقعه عاشورا نبوده، بلکه مطابق روايتي که از
امام کاظم(ع) وارد شده، در هنگامه رجعت بسياري از مؤمنان از دشمنان خود، طلب حقوق پايمال شده خويش را مي‏نمايند و علاوه بر آن از عده‏اي از دشمنان خود، انتقام مي‏گيرند: ...ارواح مؤمنان با ارواح دشمنان ايشان به سوي بدن ها برمي‏گردند تا حق خود را از ايشان استيفاء کنند. هر که ايشان را عذاب و شکنجه کرده باشد انتقام از او بکشند و...(11)

روايت سوم: از حضرت امام محمد باقر(ع) روايت گرديده است که؛ اول کسي که در رجعت برخواهد گشت حضرت امام حسين(ع) خواهد بود و آن مقدار حکومت خواهد کرد که از پيري، موهاي ابروهاي او بر روي ديده‏اش آويخته شود.(12)

مطابق اين روايت و روايات مشابه ديگر، در هنگامه رجعت براي برخي از ائمه(ع) دوراني است که طي آن در پهنه گيتي به حکمراني پرداخته و حکومت مي‏نمايند، که از جمله آنها امام حسين(ع) است که دوران حاکميت آن حضرت بسيار طولاني خواهد بود.

بايد دانست که از اين روايت استفاده مي‏شود که فاصله بين قيام حضرت صاحب(عج) و رجعت تا وقوع رستاخيز و برپا شدن قيامت، فاصله‏اي طولاني خواهد بود که در اين فاصله همان طور که گفتيم عده‏اي از اولياي الهي حکومت مي‏کنند و دنيا، روزگاري سرشار از صلح و صفا را به خود خواهد ديد.

دوراني که نشاني از ظلم و ستم وجود ندارد و «نيکان به ديدن دولت ائمه(ع) خوشحال شده و ديده‏هاي ايشان روشن مي‏گردد...»(13)از آنچه گفتيم نتيجه گرفته مي‏شود که: اولاً امر رجعت، امري حتمي الوقوع است و ثانياً اين امر منحصر به برخي از صلحا و اشقيا مي‏شود و نه همه آنها، که از آن جمله‏ اند امام حسين(ع) که نخستين مراجعت کننده به دنياست و پس از انتقام‏گيري از پديدآورندگان فاجعه عاشورا و گستردن صلح و صفا و آرامش در عرصه گيتي، مدت بسياري را به اداره امور عالم و حاکميت بر جهان بشريت مي‏پردازند.

پي ‏نوشتها:

1- تفسير نمونه ج15، ص555

2- علامه مجلسي، حق‏اليقين، ج2، ص2

3- تفسير نمونه، ج15، ص560

4- حسين عمادزاده، منتقم حقيقي، ص481

5- عباس عزيزي، فضايل و سيره امام حسين(ع) در کلام بزرگان، ص69

6- حق‏اليقين ج2، ص12

7- همان، ج2، ص16

8- حسين عمادزاده، منتقم حقيقي، ص482

9- علامه مجلسي، حق‏اليقين، ج2، ص7

10- همان، صص11و12

11- همان، ص7

12- همان

13- همان، ص10

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900912000942

http://www.resalat-news.com/Fa/?code=85078

http://rasekhoon.net/weblog/fotros/135118.aspx

 http://www.aftabir.com/articles/view/religion/religion/c7_1322902729p1.php

 


نوشته شده در تاريخ 90/09/09 توسط محمدرضا غلامی

 
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ

ساعت فلش برای وبلاگ و سایت


کد موزيک